یاسمنیاسمن، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره
حسينحسين، تا این لحظه: 13 سال و 23 روز سن داره

كوچولوهاي شيرين من

این روزهای یاسمن

اینجا یاسمن جونم تازه از حمام اومده موهاشم سشوار کشیده من و بابایی داریم ازش تند تند عکس میگیریم...بابایی بهش میگه بخند اونم میخنده...فداات بشم... خیلی دوست داره توو سبد اسباب بازیاش بشینه.... و دوست داره خودش کالسکه اش رو هل بده... و دوست داره لباسایی که اندازش نشده رو تنش کنه..اینجا کلی اصرار کرد لباس نقاشی اش رو تنش کنم... اينجا هم توو خونش داره بازي ميكنه...عزيز دلم...(نا محرم نبينه ) ...
23 شهريور 1392

شیرین زبونیای دختری

دختر گلم کلی صحبت میکنی این روزا که دیگه یک سال و 9 ماهه شدی... یه سری از حرفات: بیلا=بیا بده دلام=سلام گاگ=گاو ببعی مورگ=مرغ آآآآآآوووب=آب البته وقتی خیلی تشنه باشی اینجوری میگی بابا کوشش؟ ممه کوشش؟=وقتی دنبال پستونکتی بابای=بای بای توپ دالی چشم/گوش/مو/دست/پا و بقیش یادم بیاد مینویسم....   ...
7 شهريور 1392
1